جوانی عاشق دختری شد ومیخواست با او ازدواج کند
روزی دختر را به همراه دو دوست دخترش به منزل دعوت کرد
و به مادر گفت میخواهم حدس بزنی که عشق من کدامیک است
بعد از رفتن آنها از مادر پرسید: توانستی دختر مورد علاقه مرا
از این سه تا تشخیص بدهی
مادر گفت: بله
ومشخصات دختر را بیان کرد
پسر با تعجب پرسید: مادرم از کجا فهمیدی که این دختر مورد علاقه
من است؟
مادر جواب داد:
سبحان الله نمیدانم چرا ازش بدم اومد!!!!!!!
نتیجه اخلاقی:
مادر شوهر بودن یک حس ذاتی است که با دیدن عروس ،بطور ناخودآگاه تحریک میشود!

نظرات شما عزیزان:
ابوذر 
ساعت21:34---18 خرداد 1390
نگوترخدا مامانه من خوبه عروسشو خیلی خیلی هم دوست داره
|